چرا استارتاپ ها شکست می خورن؟

فهرست مطالب

شکست برای استارتاپ چندان غیر معمول نیست؛ اما یک سری الگوی تکراری هست که میتونه کمک کنه بهتر توی این مسیر پیش بریم.

شاید تو قرار نیست جزو اون شکست خورده ها باشی.

در یک نگاه

چرا استارتاپ ها شکست می خورند

گاهی از همون اول اشتباه شروع می‌کنی و زود زمین می‌خوری.
گاهی هم اولش خوب پیش می‌ری، بازار پیدا می‌کنی، رشد می‌کنی… ولی درست وسط راه همه‌ چی از کنترل خارج می‌شه.
حتی بعضی‌ وقت‌ ها فکر می‌کنی اوضاع خوبه، ولی در واقع آروم‌ آروم داری به سمت شکست می‌ری، بدون این‌ که بفهمی.

اینجا قراره مرحله‌ به مرحله بررسی کنیم چرا استارتاپ‌ ها شکست می‌خورن.

استارتاپ‌ هایی که همون اول راه شکست می‌خورن

هر کسب و کاری ابتدای راه در بهترین و شکننده ترین حالتش قرار داره. حالا چطوری از این مرحله سربلند بیرون میای؟

۱. استارتاپ هایی که منابع رو مدیریت نمی‌کنن

معمولاً وقتی یه استارتاپ راه می‌ندازی، یه سرمایه‌ اولیه یا یه‌ سری منابعی در اختیارت هست که باعث می‌شن به خودت اعتماد پیدا کنی و وارد بازی بشی.

ولی حواست باشه که این منابع نامحدود نیستن. اگه از همون اول بخوای با یه تیم بزرگ شروع کنی یا خیلی زود بری سراغ ساختن یه محصول کامل و پرجزئیات؛ ممکنه تمام منابعت سریع تموم بشه.

راه حل:

  • کارت رو با یه تیم کوچیک و چابک شروع کن
  • به‌جای این که سریع یه محصول کامل بسازی، اول یه نمونه‌ اولیه‌ی ساده (MVP) ازش بساز تا ببینی ایده‌ت جواب می‌ده یا نه.

ریسک کردن برای هر کارآفرین لازمه؛ اما باید بلد باشی کجا و چطوری ریسک کنی.

۲. استارتاپ هایی که برنامه ریزی ندارن

کارآفرین ها معمولا آدم‌ های بلندپرواز و کاریزماتیکی هستن. این ویژگی‌ ها بد نیستن، اما ممکنه باعث بشه شانس موفقیت رو بیشتر از واقعیت ببینی و نتونی یه برنامه‌ ریزی درست و منطقی داشته باشی.

راه‌ حل:

  • از همون روز اول، برنامه‌ مالی و مدل کسب‌وکارت رو مشخص کن. 
  • تا وقتی تحقیق نکردی، وارد هیچ کاری نشو. تحقیق بازار پایه‌ و اساس همه‌ چیزه. قبل از هر تصمیمی، با چند تا متخصص مشورت کن.

۳. استارتاپ هایی که توی صنعت هدفشون تجربه ندارن

خیلی از استارتاپ‌ ها ایده‌ ی خوبی دارن؛ اما نمی‌ تونن اون ایده رو درست پرورش بدن. چرا؟

 چون کسی که استارتاپ رو راه انداخته شاید خلاقیت بالایی داشته باشه، ولی شناختش از صنعتی که واردش شده، کافی نیست.

راه‌ حل:

  • با آدم‌ هایی همکاری کن که توی صنعت تجربه و تخصص دارن. 
  • شریک‌ های درست پیدا کن. اگه چیزی رو نمی‌ دونی، از مشورت با متخصص‌ ها نترس.
  • یه تیم با تخصص های متنوع دور خودت جمع کن که هرکدوم یه قطعه از پازل موفقیت باشن.

۴. استارتاپ هایی که به نیاز بازار توجهی ندارن

گاهی این قدر غرق علاقه‌ های خودمون میشیم که یادمون می‌ره قراره یه مشکل واقعی از بقیه حل کنیم و اصلا قرار نبود محصولی بسازیم که فقط خودمون دوست داریم.

 ممکنه استارتاپت رو با انگیزه‌ زیاد راه انداخته باشی، اما اصلاً به این فکر نکرده باشی که بازار واقعاً به این محصول نیاز داره یا نه.

بدون نیاز واقعی، هیچ استارتاپی دووم نمیاره، حتی اگه محصولت خیلی خاص باشه.

راه‌ حل:

قبل از هرکاری، تحقیق بازار انجام بده. ببین مردم چی می‌خوان، چه مشکلی دارن و حاضرن بابت حل اون مشکل پول بدن یا نه. 

استارتاپ‌ هایی که بعد از بزرگ شدن شکست می‌خورن

یه سری از استارتاپ‌ ها شروع خوبی دارن، خوب جلو می‌رن، بازار خودشون رو پیدا می‌کنن و به یه نقطه‌ پایدار می‌رسن. 

اما وقتی تصمیم می‌گیرن کسب‌وکارشون رو گسترش بدن، تازه چالش‌ های جدید شروع می‌شن.

اگه حواست به چند تا نکته‌ کلیدی نباشه، ممکنه همین گسترش باعث سقوطت بشه.

تو این بخش، قراره بگیم موقع رشد و بزرگ‌ شدن، باید حواست به چی باشه.

۱. استارتاپ هایی که رقبا رو بررسی نمی‌کنن

تا وقتی استارتاپت کوچیکه، اوضاع خیلی آروم و بی‌ دردسره.

اما وقتی یه‌ کم رشد می‌کنی، ایده ت جالب تر میشه. 

و خب تو که اول راه ریسک کردی و راه رو باز کردی، حالا باید با کلی رقیب جدید بجنگی؛ کسایی که با ریسک کمتر اومدن، ولی الان انگیزه ی بیشتری دارن.

اینجاست که باید یه مزیت رقابتی جدید و قوی رو کنی. چون اگه همون محصول یا سرویس قبلی رو ادامه بدی، خیلی زود یکی پیدا می‌شه که همون رو بهتر یا ارزون‌تر ارائه بده و ازت جلو بزنه.

راه‌ حل:

  • اگه رقیب‌هات شرکت‌ های بزرگ و باسابقه‌ان و تو اون‌قدری منابع نداری، بهتره باهاشون شریک بشی. یه همکاری هوشمندانه می‌تونه فرصت‌ های جدیدی برات بسازه.
  • اگه رقیب‌ هات استارتاپ‌ های دیگه‌ باشن؛ باید با اضافه کردن فیچرهای جدید، بهبود تجربه‌ کاربری یا حتی سرمایه‌ گذاری بیشتر روی مارکتینگ از بقیه جلو بزنی.

 

همه‌ چی به شرایط بازاری بستگی داره که توش فعالیت می‌کنی.

۲. استارتاپ هایی که کیفیت رو حفظ نمی‌کنن

وقتی با تعداد مشتری کمتری سروکار داری، راحت‌تر می‌تونی خدمات خوب و منظم ارائه بدی.

اما وقتی تقاضا زیاد می‌شه، همه‌ چی فرق می‌کنه.

اگه رشد نکنی و همچنان با همون منابع قبلی پیش بری، احتمال داره کیفیت کارت اُفت کنه و مشتری‌ ها رو از دست بدی.

راه‌ حل:

  • شاید نیاز بشه تیمت رو گسترش بدی
  • شریک‌ های تازه پیدا کنی
  • ساختار کسب‌وکارت رو تغییر بدی
  • جریان‌ های درآمدی جدید بساز، محصول یا سرویس‌ های تازه به بازار معرفی کن.

 

گسترش یه مرحله‌ جدیده، قرار نیست همون روال قبلی رو ادامه بدیم.

۳. استارتاپ هایی که هزینه‌ های جدید رو مدیریت نمی‌کنن

وقتی وارد فاز گسترش می‌شی، قبل از این‌ که درآمدت بیشتر بشه، باید کلی خرج کنی.

باید تیم‌ت رو بزرگ‌تر کنی، منابع بیشتری تأمین کنی، وارد همکاری‌ های جدید بشی و این ها همه یعنی هزینه‌ های تازه.

اگه این هزینه‌ ها رو درست مدیریت نکنی، ممکنه توی همین مرحله‌ رشد، به بن‌بست برسی.

راه‌ حل:

  • برنامه‌ ریزی مالی دقیق داشته باش.
  • ببین قراره چقدر خرج کنی، از کجا تأمینش می‌کنی و کی قراره به سود برسی.

از کجا بفهمیم یه استارتاپ داره خوب پیش می‌ره یا رو به شکسته؟

این‌ که استارتاپت فعلاً سر پاست یا حتی به یه سود اولیه رسیده، به‌تنهایی کافی نیست.

واقعیت اینه که یه استارتاپ همیشه در حال تغییره، بازار هم همین‌ طور.

پس باید دائم حواست به نشونه‌ ها باشه.

بیاید با هم ببینیم چه چیزهایی رو باید مدام بررسی کنیم تا مطمئن بشیم داریم تو مسیر درستی حرکت می‌کنیم.

مدت‌ زمان باقی‌ مانده تا پایان سرمایه

استارتاپت با منابع مالی فعلی، تا چند ماه دیگه می‌تونه دوام بیاره؟

یعنی اگه هیچ درآمدی نداشته باشی، چند ماه وقت داری تا پول‌ت تموم بشه؟

فرمولش ساد‌ه‌ست:

کل سرمایه‌ت رو تقسیم کن به کل هزینه‌ هات توی هر ماه.

جوابی که می‌گیری، تعداد ماه‌ هاییه که می‌تونی با همین شرایط ادامه بدی.

توصیه: 

بهتره این عدد از اول کار نشون بده که حداقل ۱۲ ماه وقت داری.

چرا؟

چون این‌طوری وقت داری رشد کنی، بازار پیدا کنی، مشتری جذب کنی و کم‌کم به سود برسی.

اگه این عدد کمتر از ۶ ماهه، باید خیلی سریع فکری به حال درآمد یا جذب سرمایه‌ جدید بکنی.

هزینه‌ جذب مشتری

اگه داری برای مارکتینگ هزینه می‌کنی، باید بدونی این هزینه‌ ها برات مشتری میارن یا نه.

برای این کار، باید «هزینه‌ جذب مشتری» رو محاسبه کنی؛ یعنی ببینی به طور میانگین برای هر مشتری جدید چقدر خرج کردی.

اگه هزینه‌ مارکتینگ از هزینه جذب مشتری بیشتر باشه؛ باید استراتژی مارکتینگ رو تغییر بدی.

نرخ ریزش مشتری

توی یه بازه‌ زمانی مشخص، چند درصد از مشتری‌ ها دیگه از خدماتت استفاده نمی‌کنن؟

این همون نرخ ریزشه.

این معیار بیشتر برای استارتاپ‌ هایی مناسبه که محصول‌شون خدماتیه و قراره مشتری‌ ها مدام برگردن و سرویسشون رو تمدید کنن.

اگه نرخ ریزش بالاست، یعنی یه مشکلی توی محصول یا تجربه‌ کاربری هست که باعث میشه مشتری بره.

در حالت عادی نرخ ریزش مشتری نباید از ۵ تا ۷ درصد بیشتر بشه.

بیشتر از این یعنی زنگ خطر.

۴. سود خالص

سود خالص یعنی آخر سر بعد از کسر همه‌ هزینه‌ ها چقدر از فروش‌ محصول یا خدمات برات مونده.

این عدد یکی از مهم‌ترین شاخص‌ های سلامتی استارتاپه.

اگه محصولت دیجیتاله یا یه اپلیکیشن داری، معمولاً باید سود خالص بین ۷۰ تا ۸۰ درصد باشه.

اگه محصولت فیزیکی یا محصول‌ محوره، یه سود خالص ۴۰ تا ۶۰ درصدی هم منطقیه.

در کل، این عدد باید با مدل کسب‌وکارت جور باشه و کمک کنه رشد پایدار داشته باشی.

حالا وقتشه

اگه دوست داری همه‌ی این توصیه‌ ها دقیق‌تر و متناسب با شرایط استارتاپ خودت باشه؛ یه فرصت خوب برات داریم.

فرم ارزیابی رایگان رو پر کن یا با ما تماس بگیر تا کارشناس‌ توسعه‌ کسب‌وکار او دی سی باهات صحبت کنه و بهت کمک کنن مسیر رشدت رو بهتر و مطمئن‌تر پیش ببری.